تبلیغات
ائمه اطهار - شهادتنامه امام محمد باقر(ع)


امروز :
ائمه اطهار

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1391/08/2




امام باقر علیه السلام شکافنده علوم

گریه می کنی ...

« السلام علیک یا باقر العلوم (ع)  »

امام محمد باقر

 

بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی

می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد

اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی

وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟

هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار

هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی




امام باقر علیه السلام





 

امام باقرعلیه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادی » به ویژه به «باقر» به معنای شکافنده ملقب است ، و جابرن یزید جعفی در توضیح لقب اخیر گوید : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . یعقوبی نیز می نویسد : بدان سبب باقر نامیده شد که علم را شکافت . راغب اصفهانی هم مانند این عبارت را گفته است .ابن منظور در مورد کلمه «باقر» می گوید : «تبقر» ، داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود .

 

موقعیت علمی امام

بی تردید چنان که بسیاری از علمای اهل سنت ، نیز گفته اند ، امام باقرعلیه السلام در زمان حیات خویش شهرت فروانی داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامی بلاد و سرزمینهای اسلامی ، پر بوده است . موقعیت علمی ایشان ، به مثابه شخصیتی عالم و فقیه ، به ویژه به عنوان نماینده علوم اهل بیت ، بسیاری را وا می داشت تا از محضر او بهره گیرند و حل اشکالات علمی و فقهی خود را از او بطلبند . در این میان ، اهل عراق که بسیاری از آنان شیعه بودند بیش از دیگران مفتون شخصیت آن حضرت شده بودند . مراجعه کنندگان ، خضوعی خاص نسبت به شخصیت علمی امام داشتند چنان که عبدالله بن عطای مکی گوید : علما را در محضر هیچ کسی کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعلیه السلام ندیدم . حکم بن عینیه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید . شهرت علمی امام، در حد تعبیر ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند . این شهرت در زمان خود ایشان ، نه تنها در حجاز که «کان سید فقهاء الحجاز » بلکه حتی در عراق و خراسان نیز به طور گسترده فراگیرشده بود . چنانکه راوی می گوید : دیدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمی خود را از ایشان می پرسیدند. ذهبی درباره امام باقر علیه السلام می نویسد : ایشان از کسانی است که بین علم و عمل ، سیادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و برای خلافت اهلیت داشت . ابرش کلبی از هشام بن عبدالملک پرسید: این کیست که مردم عراق او را در میان گرفته و مشکلات علمی خود را از وی می پرسیدند ؟ هشام گفت: این پیامبر کوفه است ، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن می داند.

مورد کلمه «باقر» می گوید : «تبقر» ، داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن علی بن حسین بن علی علیه السلام بدان جهت باقر گفته می شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود.

در مکارم اخلاق حضرت :

مردی از اهل شام در مدینه ساکن بود که به خانه امام بسیار می آمد و به امام می گفت: « ... در روی زمین بغض و کینه کسی را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ کس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنی با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردی سخنور ، ادیب و خوش بیان هستی . »

درعین حال امام باقر علیها السلام با او مدارا می فرمود و به نرمی سخن می گفت . چندی گذشت که مرد شامی بیمار شد و مرگ را رویاروی خویش دید پس از زندگی ناامید شد . وصیت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد .

شب به نیمه رسید و بستگانش او را مرده ، یافتند . بامداد وصی او به مسجد آمد و امام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات نماز نشسته است .

عرض کرد : آن مرد شامی به دیگر سرای شتافته و وصیت نموده که شما بر او نماز گزارید .

امام فرمود : او نمرده است... شتاب مکنید تا من بیایم.

پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشید ، در سجده ماند

، آنگاه به خانه شامی آمد ، بربالین او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانید ، پشتش را بر دیوار تکیه داد و

امام باقر علیه السلام

شربتی طلبیده ، به کام او ریخت و به بستگانش فرمود : غذاهای سرد به او بدهند و خود بازگشت .

پس از مدتی کوتاه ، مرد شامی شفا یافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهی می دهم که تو حجت خدا بر مردمانی .

 


 



هفتم ذی الحجه سال روز شهادت امام محمد باقر علیه السلام است و شیعیان در سوگ آن ولیّ خدا عزادار می باشند . آن حضرت در شهر مدینه در سال 57 قمری متولد شدند و در سال 114 به شهادت رسیدند .

هفتم ذی الحجه سال روز شهادت امام محمد باقر علیه السلام است و شیعیان در سوگ آن ولیّ خدا عزادار می باشند . آن حضرت در شهر مدینه در سال 57 قمری متولد شدند و در سال 114 به شهادت رسیدند . مادر بزرگوارشان دختر امام حسن علیه السلام بود . بنابراین آن حضرت هم فرزند امام حسن علیه السلام به شمار می روند و هم فرزند امام حسین علیه السلام .

انوار علوم و معارف از حضرت امام باقر علیه السلام به دنیا منتشر شد و به مناقب و فضائل آن حضرت دوست ودشمن اعتراف کردند .

برخی از دانشمندان اهل سنت نیز مقام علمی آن حضرت را ستوداند تا آنجا که جوهری در صحاح اللغه می گوید : به محمد بن علی بن الحسین ابن علی ابن ابیطالب باقر گفته می شد چراکه او علم را شکافت . آن امام بزرگوار بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله سالها پیش از ولادتش توسط جابر بن عبدالله انصاری به آن حضرت سلام رساند :

« یا جابر ؛ انک ستبقی حتی تلقی ولدی محمد ابن علی بن ابیطالب المعروف فی التورات بالباقر فإذا لقیته فأقراه منّی السلام »

ای باقر همانا تو در دنیا خواهی ماند تا آن که فرزندم محمد بن علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب که در توراه به باقر معروف است را ملاقات کنی ، پس هنگامیکه او را دیدی از جانب من به او سلام برسان .

ابوبصیر چنین می گوید به محضر امام صادق و پدرش امام باقر علیهما السلام وارد شدم ، عرضه داشتم شما دو بزرگوار وارثان رسول خدا هستید . امام باقر فرمود : بله . گفتم پس رسول خدا وارث انبیاء بود ، هر چه آنان می دانستند ، میدانست . فرمود: آری چنین است پس گفتم : آیا شمامی توانید که مردگان رازنده کنید و نابیناو جزامی را شفا بخشید ؟ فرمود : آری به إذن خدا می توانیم سپس فرمود : « نزدیک من بیا ای ابامحمد ؛ آن گاه دست مبارک خود را بر چشم و صورت من کشید و آنگاه بینا شدم ، خورشید وآسمان و زمین وخانه ها و هر آنچه در خانه بود را به خوبی دیدم . امام علیه السلام فرمود : آیا مایلی که به همین حال بینائی که باقی بمانی و آنچه مردم دارند داشته باشی و روز قیامت نیز مانند بقیه مردم با تو رفتار شود یا آنکه مجدداً نابینا شوی و بهشت به آسانی نصیبت گردد ، عرض کردم مایلم به همان گونه بودم باشم . ابو بصیر می گوید : پس امام علیه السلام به چشمانم دست کشیدند ودوباره به همان حال بازگشتم.

چند نمونه از كلمات نورانی امام باقر علیه السلام :

1-إنّ هذا اللسان مفتاح كلّ خیر وشرّ فینبغی للمومن أن یختم علی لسانه كما یختم علی ذهبه و فضّته . { بحار الانوار ،ج 17}

همانا این زبان كلید هرخوبی و بدی است ، پسسزاوار است كه بر زبان خویش مانند زر وسیم خود بگذارد . }

2-.أشدّ الأعمال ثلاثه : ذكر الله علی كلّ حالّ و إنصافك من نفسك و مواساه الأخ فی المال { حلیه الأولیاء ج 3}

سخت ترین كارها سه چیز است : در هر حالی به یاد خدا بود ، از خود با انصاف رفتار كردن ، همراهی بابرادركردن درمال

.

3-إنّما شیعه علیّ (صلوات الله وسلامه علیه ) المتباذلون فی ولایتنا المتحابّون فی مودّتنا المتزاورون لإحیاء أمرنا ، إذا غاصبوا لَم یظلموا و إذا رَضوا لم یُسرفوا ، بركه علی من جاوروا و سِلمٌ لمن خالطوا {تحف العقول}

همانا شیعه علی صلوات الله وسلامه علیه آن كسانند كه در راه دوستی ما می بخشند و به خاطر محبت ما نسبت به همدیگر محبت می ورزند و برای زنده كردن امر ما (روش و سنت ما) به دیدار یكدیگر می روند ، وقتی كه خشم گیرند ستم نكنند ، و چون خشنود شوند اسراف نورزند ، برای همسایگان بركت وبرایمعاشران خود صلح و آسایشی هستند .

4.- إذا أردت أن تعلم أنّ فیك خیرا فانظر الی قلبك ؛ فإن كان یُحبَّ أهل طاعه الله ویُبغض أهل معصیته ففیك خیروالله یُحبَّك و إن كان یُبغضُ أهل طاعته و یُحبَّ أهل معصیته فلیس فیك خیرٌ والله یُبغضك والمرء مع من أحبّ { الكافی ج 3}

اگر میخواهی بدانی كه دروجودت خیروخوبی هست به دل خود نظر كن پس اگر اهل طاعت و بندگان فرمانبردار خدا را دوست و معصیت كاران را دشمن دارد ، یقین بدان كه در تو خیر و خوبیاست و خدا ترا دوست دارد ، و اگر دیدی بندگان مطیع خدا را دشمن و گنهكاران را دوست د ارد ف بدانكه درتو خیری نیست و خدا ترا دشمن دارد ، و مرد همواره با محبوب خود همراه است .

5.- الصللاه عمود الدین ، مَثَلها كَمَثَل عمود الفُسطاط ف إذا ثَبَتَ العمدُ ثبت الأطنابُ والأوتادُ و إذا مال العمودُ و آنكَسَرَ لم یَثبُت وتدٌ و لا طَنَبٌ { ناسخ التواریخ ، وسائل الشیعه كتاب الصلاه}

نماز ستون دین است ، موقعیت نماز در دین چون موقعیت ستون است در خیمه ، چون ستون ثابت باشد میخها وطنابها نیز ثابت است و چون ستون شكسته شود میخ و طنابی باقی نمی ماند .
 
منبع : پایگاه اطلاع رسانی ایت الله وحید خراسانی



طبقه بندی: ائمه اطهار علیهم السلام،  عکس،  مذهبی، 
ارسال توسط سیّد سجّاد طباطبایی
آرشیو مطالب
ایسنگاه صلواتی
چقدر حاضری برای امام زمان(عج)صلوات بفرستی؟









ایستگاه صلواتی ما

صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

بازدید های جهانی وبلاگ ما

مترجم سایت

translator of site