تبلیغات
ائمه اطهار - نصیحت های پیامبر (ص) به ابوذر


امروز :
ائمه اطهار

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/07/2
 







بسم الله الرحمن الرحیم


ابوذر گفت: که روزی پگاه به مسجد در آمدم و جز رسول مصطفی و علی مرتضی‌ کسی در مسجد نبود. غنیمت شمردم آن خلوتی صبحگاه مسجد را و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا پندی ده و وصیتی بکن که خداوند مرا بدان نفعی دهد.

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: به رغبت چنین خواهم کرد ای ابوذر که تو از ما اهل بیتی. تو را پندی خواهم داد و بر تو است که در حفظ آن بکوشی که اگر چنین کنی تو را کفایت خواهد کرد.

ای ابوذر!

خدا را بندگی کن، انگار که می‌بینی‌اش. و اگر تو او را نمی‌بینی بی‌شک او تو را می‌بیند. و بدان که اولین گام در مسیر عبادت خدا، معرفت به او است که او اوّل هر چیزی است و قبل از او هیچ نیست. و یکتایی است که برای‌ او دوّمی نیست، و باقی و دائمی است که مر او را غایت و نهایت نیست. آفرینندة آسمان‌ها و زمین است و آنچه در آنها است و آنچه در بین آنهاست. و او است که لطیف و آگاه است و او است که بر همة کار توانا است. سپس ایمان به من و اقرار به اینکه خدای تبارک و تعالی مرا برای عموم مردم فرستاد، بشارت دهنده و ترساننده و راهبر و خوانند‌ه‌ به سوی خدا...

ای ابوذر! 

سفارش‌های مرا به دل بسپار تا سعادتمند دنیا و آخرت شوی.

ای ابوذر! 

اگر به اجل (مرگ) و مسیر آن می‌نگریستی، دشمن هر آرزو و غرور می‌گشتی.

ای ابوذر! 

در دنیا غریب‌وار زندگی کن، یا مثل عابری که از گذرگاهی می‌گذرد و خود را در جرگه مردگان بشمار.

ای ابوذر! 

بر صرف عمر بیش از صرف مال و ثروتت بخیل باش.

ای ابوذر! 

جز این چند سرنوشت آیا چیز دیگری در کمین شماست؟:

ثروتی که طغیان بیاورد، فقری که یاد خدا را از دل ببرد، مرضی که آدمی را از پای در آورد یا پیری و رخوتی که زمین‌گیرش کند.

ای ابوذر! 

هر گاه از تو چیزی پرسیدند که نمی‌دانستی، بگو: نمی‌دانم، و از عواقب آن خود را خلاص کن. و در مورد آنچه نمی‌دانی حکم نکن که بتوانی از عذاب روز قیامت در امان بمانی...

ای ابوذر! 

حقوق خداوند متعال بیش از آن است که بندگان بتوانند به جا آورند، و نعمت‌های او بیشتر از آن که بتوانند بشمارند. لیکن شب و روز خود را به توبه بگذرانید. تمام لحظات خود را وقف طلب بخشش از خداوند کنید.

ای ابوذر! 

تو در گذرگاه شب و روز هستی، و مرگ ناگهانی در کمین تو. و کردار تو بی کم و کاست ثبت خواهد شد. و مرگ به ناگاه در خواهد رسید. و هر که نهال خیر بکارد، به‌زودی میوة سعادت خواهد چید، و هر که دانة شر بکارد، جز ساقه‌های ندامت درو نخواهد کرد. و هر کس هر آنچه کِشته است می‌درود. کُند رو را هرگز توان سبقت گرفتن نیست و حریص را بیش از آنچه مقدر اوست توان دریافتن نه. آنچه که خیر است از جانب خدا است، به هر که خیری می‌رسد از جانب خدا می‌رسد و تنها او است که از وقوع شر جلوگیری می‌کند، هر که از شری در امان می‌ماند، خدا در امانش نگاه می‌دارد.

ای ابوذر! 

پرهیزکاران، بزرگان اجتماع‌اند و فقها، رهبران و پیشوایان جامعه. و هم‌نشینی با آنان باعث زیاد شدن ایمان و علم و تقوای انسان می‌شود. مؤمن گناه را چون صخر‌ه‌ای مهیب و وحشتناک می‌بیند و هر لحظه بیم افتادن آن را برخویش دارد و کافر، گناهش را همانند مگسی تصور می‌کند که بر گوشش می‌گذرد.

ای ابوذر! 

خداوند متعال هرگاه خیر بنده‌ای را بخواهد، گناهانش را در برابر چشمانش قرار می‌دهد و هر لحظه به یادش می‌آورد. و هر گاه بر بنده‌ای خشم کند، گناهانش را از خاطرش می‌برد.

ای ابوذر! 

به کوچکی گناه منگر، بنگر که نافرمانی چه بزرگی را می‌کنی. متوجه عظمت و بزرگی خداوندی باش که بر او عصیان می‌کنی.

ای ابوذر! 

التهاب و اضطراب و گریز مؤمن از گناه بیشتر از گنجشکی است که برای رهایی از دام تلاش می‌کند.

ای ابوذر! 

خداوند روشنایی دیده و نور چشم مرا در نماز قرار داد. و اشتیاق مرا برای نماز چنان کرد که گرسنه‌ای برای طعام و تشنه‌ای برای آب. با این تفاوت که گرسنه پس از خوردن، سیر می‌شود و تشنه پس از نوشیدن سیراب، و من هیچ‌گاه از نماز سیر نمی‌شوم.

ای ابوذر! 

مادامی‌که به نماز ایستاده‌ای، درِ خانة پادشاه قدرتمندی را می‌کوبی. و هر کس بر درِ سرای سلطانی پا فشاری کند، عاقبت در به رویش گشوده می‌شود.

ای ابوذر! 

هیچ مؤمنی به نماز نمی‌ایستد مگر آنکه نیکی‌ها و پاداش‌ها میان او و عرش پراکنده می‌شود و فرشته‌ای مأمور می‌شود که ندا کند:

ای پسر آدم! اگر می‌دانستی در نمازت چه نهفته است، از آنکه با او به مناجات می‌ایستی هرگز روی بر نمی‌تافتی.

ای ابوذر! 

خوشا به حال علمداران روز قیامت. آن‌ها که پرچم‌ها را به دوش می‌کشند و از دیگران به سوی بهشت سبقت می‌گیرند. آن‌ها همان‌ها هستند که در دنیا به سوی مساجد پیشی می‌گرفتند، در سحرها و غیر سحرها.

ای ابوذر!

دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر، و هیچ مؤمنی شب را به صبح نمی‌رساند مگر محزون و اندوهگین. و چگونه مؤمن اندوهگین نباشد که خداوند ـ جل ثناؤه ـ ورود به جهنم را وعده‌اش فرموده، اما خروج از آن را به حتم وعده نکرده است. و دچار دردها و مصیبت‌ها و مشکلات طاقت سوز می‌شود، به ستم گرفتار می‌آید امّا یاری نمی‌گردد. امید به ثواب و پاداش خداوند متعال بسته است و مدام در اندوه و تعب است، تا از دنیا آسوده شود و آنگاه است که به مقام آسایش و کرامت دست می‌یابد.

ای ابوذر!

به هر که علمی بی‌خشوع و گریه داده شد، بی‌تردید و به یقین به او علمی بی‌فایده داده شده است. خداوند، علما را می‌ستاید آنجا که می‌فرماید: «آنانکه علم داده شدند از پیش، چون بر آنان خوانده شود، سر و صورت به سجده می‌سایند و می‌گویند: منزه است پروردگار ما که وعده‌ی او قطعی است. و سر به سجده بسایند و بگریند و برخشوعشان بیفزایند.»

ای ابوذر! 

هر که گریستن را می‌تواند باید بگرید و هر که نمی‌تواند باید قلبی حزین داشته باشد و حال گریه. که قسی‌القلب از خداوند تعالی دور است اما نمی‌فهمد.

خداوند متعال می‌فرماید: من به بنده‌ای دو آسایش و دو خوف را با هم اعطا نمی‌کنم. اگر در دنیا بیم من نداشت، در قیامت او را خواهم ترساند و اگر در دنیا نگران بود و خوف مرا داشت، در آخرت به او امان و آسایش خواهم داد.

ای ابوذر!

اگر مردی را به اندازة هفتاد پیامبر، عمل صالح باشد، باید که آن را حقیر و ناچیز بشمرد و بترسد از آنکه در قیامت نجات نیابد.

ای ابوذر!

گناهان بنده گنهکار در قیامت بر او عرضه می‌شود و او به گناه خویش می‌گوید: آیا من از تو بیمناک و وحشت‌زده نبودم؟ و بخشیده می‌شود.

ای ابوذر!

شخص کارهای نیکو می‌کند و با اتکاء و دلخوشی به آن‌ها، گناهان کوچک انجام می‌دهد. این شخص در قیامت خدا را غضبناک و ناراضی از خویش خواهد دید. و شخص گناه می‌کند و از کردة خویش پشیمان می‌شود و از آن دوری می‌جوید، او در قیامت در آسایش و امان خواهد بود.

ای ابوذر!

گاه بنده‌ای گناهی می‌کند و به واسطة آن گناه به بهشت می‌رود.

پرسیدم: چگونه چنین می‌شود ای رسول خدا!؟ پدر و مادرم به فدایت. فرمود: آن گناه همیشه در پیش رویش قرار می‌گیرد و از آن توبه می‌کند و به سوی خدا می‌گریزد تا به بهشت در می‌آید.

ای ابوذر!

هشیار و زیرک کسی است که نفس خود را خوار گرداند و توشه برای پس از مرگ تدارک کند. و عاجز کسی است که دنباله‌روی هوای نفس خود باشد و از خداوند آسایش و عافیت طلبد.

ای ابوذر!

قسم به کسی که جان محمّد در دست او است، اگر دنیا به اندازه بال مگس یا پشه‌ای نزد خداوند ارزش داشت، خداوند از آن، جرعة آبی به کافر نمی‌نوشاند.

ای ابوذر!

دنیا ملعون است و هر چیز در آن، ملعون‌ است جز آنچه خدا را باشد و وسیله ی به دست آوردن رضای او شود. و در نزد خدا مبغوض‌تر از دنیا چیزی نیست که آن را خلق کرد و از آن روی گرداند و به آن ننگریست و نخواهد نِگریست تا برپایی روز قیامت. و چیزی نزد خدا محبوب‌تر از ایمان به خود او نیست و ترک آنچه که او امر به ترک فرموده.

ای ابوذر!

هر گاه برادرت را دیدی که در دنیا زهد می‌ورزد، به او گوش بسپار که به تو حکمت می‌آموزد.

پرسیدم: ای رسول خدا! زاهدترین مردم کیست؟

فرمود: آن‌ کس که قبر و پوسیدگی در آن را از یاد نبرد و اضافات زینت دنیا را رها کند و جهان باقی را بر دنیای فانی برگزیند و فردا را از عمر خویش نشمارد و خود را مهیای مرگ گرداند.

ای ابوذر!

دوستی مال و مقام برای دین آدمی از دو گرگ خونخواری که به آغل گوسفندان بزنند و تا صبح از آن‌ها بدرند، خطرناک‌ترند. چه خواهد ماند از آنها پس از این تهاجم؟

ای ابوذر!

خداوند تبارک و تعالی که در نعمت‌های حلال از ما بازخواست می‌کند، با حرام‌ها چه خواهد کرد؟

ای ابوذر!

من از خدا خواسته‌ام که دوستداران مرا به اندازة کفاف، روزی دهد و دشمنانم را مال و فرزند بسیار ببخشد.

ای ابوذر! 

بر تو است نیت پاک و صالح در هر کار، حتی در خواب و خوراک.

ای ابوذر!

اگر کسی را عمل هفتاد پیامبر باشد از شدت آنچه در آن روز (قیامت) می‌بیند، کوچک و حقیرش می‌شمرد. و اگر سطلی از پوست و گوشت جوشان دوزخیان در مشرق ریخته شود، جمجمه‌های مغربیان به سوزش می‌آید. و اگر جهنم زبانه کشد و بر افروخته گردد هیچ ملک مقرّب و پیامبر مرسلی نمی‌ماند، مگر آنکه به زانو می‌افتد و می‌گوید: خدایا! مرا دریاب. پروردگارا به من رحم کن. باری هول قیامت چنان است که ابراهیم، اسحاق را از یاد می‌برد و ناله می‌کند که: ای پروردگار! من ابراهیم، خلیل توام، فراموشم نکن.

ای ابوذر! 

صدایت را در مواجهه با مردگان و به هنگام جنگ و خواندن قرآن پایین بیاور.

ای ابوذر!

هر گاه جنازه‌ای را تشییع می‌کنی، با دقت و خشوع به آن بیندیش و بدان که تو به او ملحق خواهی شد.

ای ابوذر!

حق، سنگین و تلخ است و باطل سبک و شیرین. و چه بسا یک آن، شهوت‌رانی که غم و اندوهی طولانی در پی داشته باشد.

ای ابوذر!

آدمی به کُنه دین دست نمی‌یابد و در دین خود هوشیار نمی‌گردد، مگر آنکه مردم را در مقابل خداوند، مثل چهارپایان ببیند. سپس آنگاه به نفس خویش باز گردد و خود را از آنان کمتر و حقیرتر بشمرد.

ای ابوذر!

به حقیقت ایمان نمی‌رسی مگر آنکه مردمان را همگی در دینشان احمق و در دنیاشان عاقل و فهیم ببینی.

ای ابوذر!

به حساب خودت برس قبل از آنکه تو را محاسبه کنند که این حساب فردای تو را آسان‌تر می‌کند. و خودت را بسنج پیش از آنکه تو را بسنجند. و خود را آمادة روز آن نمایش بزرگ کن، روزی که هیچ چیز تو بر خدا پوشیده نمی‌ماند...




طبقه بندی: ائمه اطهار علیهم السلام،  سخن های کوتاه از ائمه،  عکس،  مذهبی، 
ارسال توسط سیّد سجّاد طباطبایی
آرشیو مطالب
ایسنگاه صلواتی
چقدر حاضری برای امام زمان(عج)صلوات بفرستی؟









ایستگاه صلواتی ما

صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

بازدید های جهانی وبلاگ ما

مترجم سایت

translator of site