تبلیغات
ائمه اطهار - در باره امام سجاد (ع)


امروز :
ائمه اطهار

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/06/5





گریه های امام سجاد«علیه السلام»در مصائب کربلا       

بزرگى شخصیت امام سجاد، بلكه سایر امامان(علیهم السلام) بر كسى پوشیده نیست، از این رو تمامى مسلمانان رفتار و گفتار آنان را الگو و سرمشق زندگى خویش قرار داده اند.

یكى از ویژگیهاى امام سجاد(علیه السلام) صبر و شكیبایى ایشان در برابر سختى و مصایب بوده است. حادثه جانسوز عاشورا و جریان اسارت آن حضرت در دست دژخیمان پسر ابى سفیان و دفاع از آرمانهاى شهداى كربلا در برابر یزید، استوارى ایمان و شجاعت آن حضرت را مى رساند. ایشان به دیگران نیز توصیه مى فرمایند كه در برابر ناملایمات زندگى شكیبا و مقاوم باشند: «یا بنى اصبر على النوائب»[1]. اما با وجود این شكیبایى، آن حضرت زیاد گریه مى كرد به گونه اى كه ایشان را یكى از بكائون نامیده اند.

 آن حضرت در سجده هاى طولانى آن چنان اشك مى ریخت كه سنگ ریزه ها خیس مى شد اما این گریه خوف الهى بود. آن حضرت بر مظلومیت پدر بزرگوارش حسین بن على(علیه السلام) نیز بسیار گریه مى كرد، سالها اشك ریخت و دیگران را نیز تشویق فرمود تا بر حسین بن على«علیه السلام» بگریند و از اهرم گریه براى افشاى چهره ستمگران اموى استفاده نمایند، بدین جهت آن بزرگوار از هر فرصتى براى رسوایى ستمكاران استفاده مى كردند. گاهى كه نوبت غذا و طعام مى رسید، چشمان مباركشان پر از اشك مى شد.

روزى یكى از خدمتگزاران آن حضرت عرض كرد: یابن رسول الله! آیا هنوز پایان حزن و اندوه شما فرا نرسیده است؟ فرمود: «ویحك! ان یعقوب(علیه السلام) كان له اثنى عشر ابناً فغیب الله واحداً منهم فابیضت عیناه من الحزن و كان ابنه یوسف حیاً فى الدنیا و انا نظرت الى أبى و أخى و عمى و سبعة عشر من اهل بیتى و قوماً من انصار أبى مصر عین حولى فكیف ینقضى حزنى؟»[2] واى برتو! یعقوب(علیه السلام) داراى دوازده فرزند بود. خداوند یكى از آنان را از جلوى چشمش دور و پنهان نمود ـ در حالى كه ـ فرزندش حیات داشت، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد. اما من در جلو چشمانم شاهد بودم كه پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل بیتم و گروهى از یاران پدرم را به قتل رساندند و سرهایشان را از تن جدا كردند. چگونه اندوه من پایان یابد؟

در روایت دیگر فرمود: «كیف لا أبكى و قد منع ابى من الماء كان مطلقاً للسباع و الوحوش»[3]؛ چرا گریه نكنم در صورتى كه پدرم را از آبى منع كردند كه براى تمام درندگان و حیوانات آزاد بود؟

امام صادق فرمود: «بكى على بن الحسین عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بكى»[4]امام سجاد(علیه السلام) بیست سال گریه كرد و هر گاه در جلو آن حضرت غذایى گذاشته مى شد مى گریست.

روزى خدمتكار آن حضرت به ایشان گفت: «جعلت فداك یا بن رسول الله انی أخاف أن تكون من الهالكین ، قال : إنما أشكو بثی وحزنی إلى الله وأعلم من الله ما لا تعلمون انی لم أذكر مصرع بنی فاطمة إلا خنقتنی العبرة».«به فدایت اى پسر رسول خدا! مى ترسم كه اگر به این صورت گریه را استمرار دهید تلف شوید! فرمود: در پیشگاه خداوند اندوه دارم و مى دانم آنچه را تو نمى دانى. هرگاه جریان شهادت فرزندان فاطمه(علیها السلام) را به یاد مى آوردم، گریه گلویم را مى گیرد به گونه اى كه نزدیك است گلوگیر شوم».

با فرا رسیدن ماه رمضان، هر افطار آن حضرت به یاد شهداى كربلا و شهادت پدر مى افتاد و مى فرمود: «وا كربلا! وا كربلا!» و این جمله را همواره تكرار مى كرد كه: «كشته شد پسر رسول خدا در حالى كه خایف بود! كشته شد پسر رسول خدا در حالى كه تشنه بود!». این جمله ها را با خود زمزمه مى كرد و اشك مى ریخت تا این كه لباس آن حضرت از اشك خیس مى شد[5].

 

 

 

 



[1] .مناقب،ابن شهر آشوب،ج3ص303،چاپ حیدریة نجف.تاریخ مدینة دمشق،ابن عساکر،ج41ص408،جاپ،دارالفکر لبنان.

[2] . خصال شیخ صدوق،ص518،چاپ جامعه مدرسین. مناقب، ابن شهر آشوب،ج3ص303.به همین مضمون:تاریخ مدینه دمشق ،ج41ص386.تهذیب

الکمال؛مزی؛ج20ص319،موسسة الرسالة.

[3] .مناقب،ابن شهر آشوب،ج3ص303.بحارالانوار،ج46ص109.

[4] .مناقب،همان.کامل الزیارات ،ابن قولویه،ص213،موسسة نشر الاسلامی.اعیان الشیعة،سید محسن امین،ج1ص586،دارالتعارف للمطبوعات،بیروت.

[5] . مناقب،ابن شهر آشوب،ج3ص

ارسال توسط سیّد سجّاد طباطبایی
آرشیو مطالب
ایسنگاه صلواتی
چقدر حاضری برای امام زمان(عج)صلوات بفرستی؟









ایستگاه صلواتی ما

صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

بازدید های جهانی وبلاگ ما

مترجم سایت

translator of site